تبليغاتX
دنیای ماوی

فیلم زندگی ماوی

87/05/01

همگی مستحضرید اکثر سریالها یا فیلمهایی که از شبکه های مختلف خصوصا تو ایران

 پخش میشه همگی پایان خوب و خوشی داشته و داره،یعنی این گارگردان تیر غیب خورده

 نمیدونم چه جوری تو اون قسمت آخر همه چیو جفت و جور میکنه که فیلم نهایتا به خوبیو

خوشی تموم میشه...واقعا که چه کاگردانان ماهری مخصوصا تو مملکت ما وجود داشته!!!

بعضی وقتها آرزو میکنم که چی میشد فیلم زندگی ماوی هم به خوبیو خوشی تموم میشد؟!

چی میشد لاقل اگه این فیلم پایان خوشی نداره حداقل سکانسهای خوبی بعضا توش داشت...

که لاقل ضبط میشد و اگه اجازه پخشم بهش نمیدادن مهم نبود...

مهم اون بود که ماوی اون سکانسهارو لاقل حس کنه...چرا اینطور نشد؟؟

چرا نویسنده فیلم زندگی ماوی اینچیزارو یادش رفته بنویسه؟؟

چرا این کارگردانی که الهی من قربونش برم یه جورایی درست و حسابی فیلم زندگی

 ماویو خوب کارگردانی نکرده...چرا این نویسنده نقش منو اینجور خلق کرد؟؟

 چرا این کارگردان واسه ایفای این نقش منو انتخاب کرد؟؟

چرا اون نقشی که امروزه همه آرتیستها دارنو به منم نداد؟؟

چرا لاقل اگه اون کارگردان اینجوری خواست خودمم نتونستم نقشمو عوض کنم

چرا نتونستم امروزیتر بازی کنم...چرا همه فیلمهای من سیاه سفیده؟؟!!

بعضی وقتها به خودم میگم نه دختر قدر خودتو بدون...بی خیال دنیا

همون سیاه سفید باشه فیلمات بهتره

ولی بعضی وقتها یه دردی از تو وجودم منو میسوزونه

چون خیلیا توی سینما نیشستنو به این فیلمهای سیاه سفیدم خندیدن

خیلیایی که فیلمهای رنگی زیادیو دیدنو این فیلمها واسشون مسخره و بی معنیه

چرا ماوی همیشه ناشکری میکنه؟؟به نظرتون اینا ناشکریه؟؟!!

مطمئنم که اگه یه روزم اجازه پخش فیلم ماوی صادر بشه هیشکی نمیره ببینه

..............

تازگیا بد جور دلم میخواد برم یه جایی که بهم آرامش بده

یه جایی مثل "مسجد گوهر شاد" تو مشهد...وای که من کشته اونجام

+ماوی این پستو نوشته    تو ساعت  0:5 AM  | 

ماوی و ترانه "سیب"

87/04/29

یه گوش شنوا میخوام...کسی هست؟؟!!

 

یادش به خیر یه زمونی ماوی یه "آسمون آبی" میخواست

ماوی "شبهای مهتابی" میخواست

اما...

ماوی دلش از خاطره های بد جدا نشد و نمیشه

ماوی آرزوهاشو به یک حباب نداد و نمیده

ولی همیشه سیب هاشو از شاخه حسرت چیده و میچینه

 

"ترانه (سیب) سیمین غانم یه جورایی با ماوی خو گرفته"

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

"این پست ویرایش شده"

 

نمیدونم چرا ماوی واسه همه دردسر شده

نمیدونم چرا باید بعضیا از ماوی طرفداری کنن و بقیه هم بهش متلک بندازن

نمیدونم چرا همه فک میکنن ماوی مغروره!!!

نمیدونم چرا دیگه حالم از خودمم به هم میخوره

نمیدونم چرا احساس میکنم که یه جورایی اضافه و حال به هم زن شدم

آخه مگه من کاری با بقیه دارم؟؟!!

کسی جواب سوالامو میدونه؟؟!!

شاید به خاطر فیلمهای سیاه سفیدمه،که ماجرای اونم تو پست بعدی میگم

ماوی همیشه فیلماش قدیمی و کهنه بوده وهست 

+ماوی این پستو نوشته    تو ساعت  2:37 AM  | 

ماوی عصبانیه شدید

87/04/25

یه موضوعیه که چند وقتیه روی اعصابم داره اسکیت بازی میکنه

ولله راستیاتش ما یه همساده داریم...یوخده که چه عرض کنم،خیلی فضوله

معروفه تو محلمون،یه حرفایی ازمون تو رومون میگه که من یکی کف بور میشم

"یعنی اگه یه روز آبگوشتمونو بی نخود بخوریم فقط  اونه که متوجه میشه"

تا همین چند وقته پیش احساس میکردم که دیگه رو دست اون فضولی پیدا نمیشه

تا اینکه قدوم مبارکمو تو نت گذاشتمو تازه با آدمهای جورواجور و رنگارنگتری آشنا شدم

دست رو دل ماوی نذارین که دلش خونه،آخه هی میخوام با ادب باشم نمیشه

آخه من نمیدونم تو این وب من میبخشیدا........که بعضیا که تازه از دوستامم نیستنو

اکثرشونم از طرقی میشناسم،میانو اکثرا هر روز سرکی میکشن"اونم هر روز!!!"

اگه واقعا قصد خوندنو نظر دادن به مطلبهای چرت و پرتم رو دارین که مث بچه آدم  

  بیاین و نظرتونو بگین،حالا اگه میترسین اسمتون لو بره یا مشکل دیگه ای دارین

با یه اسم قلابی یا گمنام نظرتونو بگین...اتفاقا الان مد شده بد جووور

 وگرنه مگه مرض دارین بیخودی آمار بازدیدامو میبرین بالا

اگه هم حس فضولیتون مث همساده ما گل کرده که باید خدمتتون عرض کنم

 تو وب و کامنتدونی من چیز به درد بخوری واسه شوماها پیدا نمیشه

ماوی هم خودش بعضی وقتها به وب بعضیا سرکی میکشه

ولی طوری میره که طرف متوجه میشه که ماوی اومده،یعنی از طریق لینک

دوستان که اونم تابلو میشه که ماوی اومده تازه اونم از طریق وب کی اومده

و اینکه چند وقت یه بار یه سری میزنه...اونم اگه ماوی حوصله داشته باشه

این منو میسوزونه که این فضولای وب ماوی هی میخوان یه جورایی بیان

 که تابلو نباشنو متاسفانه تابلو هم میشنو تقریبا هر روزم میانو سر میزنن

آخه آدمم اینقد بیکارو علاف؟؟!!

در ضمن اشتب نشه من یه بیننده دارم که تازگیا از یه شهرک صنعتی که خودش

میدونه کوجارو میگم میادو به وبم نیگاهی میندازه...من منظورم شوما نیستیا

یه وخ سو تفاهم نشه...من اتفاقا خوشحالم میشم شوما میای به وبم

ولی نمیدونم چرا قهریدی با وبمو دیگه نظر نمیدی؟؟!!

یه کلام ختم کلام

خطابم با شوما فوضول خانها هست.پس بی زحمت دیگه نیاین این طرفها

اگه فهم و شعورتون بالا باشه فک کنم فهمیدین که ماوی چی گفت

اگه نه که دیگه خدا هدایتتون کنه...خدا خودش شفاتون بده...خدا ارشادتون کنه

خدا یه جو عقل و فهم درست حسابی به شوماها بده و یه پولی به ماوی

 

پینوشت: اون........ یه حرفه خیلی بدی بود که ماوی شرمش شد بگه

+ماوی این پستو نوشته    تو ساعت  2:39 PM