تبليغاتX
دنیای ماوی

مادر یعنی...

85/05/18

 

بعضی وقتا احساس می کنم بد جوری به یک تکیه گاه نیاز دارم

تکیه گاهی که سرمو روش بذارم و های های گریه کنم

تکیه گاهی که تحمل اشکهای منو داشته باشه

من احساس می کنم که در این جور مواقع هیچ چیز مثل شانه های

 پر مهرو محبت مادر نمی شه.مادری که از ذره ذره وجودش به من بخشیده

 و منو تا به این جا رسونده.مادر تنها دوست و یار و همدمی است که به من

 بدون هیچ غرض و نیت خاصی محبت می کنه و کوچکترین انتظاری را نداره

پس مادر را تنها در یک کلام می شود خلاصه کرد

مادر تکیه گاهی برای تنی شکسته و ضربه خورده از روزگار و التیامی برای

 دردها و زخمهای قدیمی و کهنه...

زخمهایی که تمام روح و جسم آدمی را در بر میگیرد

پس مادر با تمام وجود صدایت می زنم که تنها تو را نیازمندم

 پس مرا مثل همیشه در آغوشت بگیر تا آرام بگیرم

 

+ماوی این پستو نوشته    تو ساعت  8:45 PM  |