تبليغاتX
دنیای ماوی

چند روز مونده تا خلاص بشم؟!...تقویم تاریخ این کنکور لعنتی

86/11/27

 

* دنگو دونگو دانگو ونگو منگو شنگو شانگ *

یه خبر خیلی مهم واسه خودم و شاید نسبتا مهم واسه بقیه

حضور محترم همگی عرض کنم که از همین الانو همین ثانیه 134- 135 ساعت دیگه

 تا "کنکور سراسری کارشناسی ارشد نا پیوسته"مبارک بنده حقیر باقی مونده،دیگه

 مطمئن باشین که پستی راجع به کتابخونه و خر زدنهای اجباریم تو اون خراب شده  

تو این وبلاگ رویت نمیکنین.البته دروغ چرا!!!دروغ گفتن اصلا کاره خوبی نیست

پس اعتراف میکنم...اعتراف میکنم...

که بعد حدود 10- 15 روز استراحت باز شروع به خر زدن میکنیم

اونم واسه دانشگاه آزاد اسلامی!!!توجه کنین این اسلامیشو با تشدید بیشتری بخونین.

از امروز هم هر شب میامو ساعات باقی مونده تا کنکورمو تو این وبلاگ اعلام

میکنم.از هر کی که این پستو میخونه خواهش دارم واسم دعا کنه که اگه صلاح

 و مصلحتمه قبول بشم،اگه نه که هیچی،قبول نشم بهتره،چون عادت ندارم چیزیو به  

زور از خدا بخوام.چون اعتقاد دارم که هر چی خدا بخواد همون میشه،

اگه قبول نشم هم،حتما صلاح این بوده.

میبینین چه قدر زیرکانه دارم از حالا مقدمات قبول نشدنمو جور میکنم..!؟

یاد بگیرین از ماوی اینجور مقدمه جور کردنو،البته سفارشات جهت جور کردن انواع

مقدمه در مورد کلیه امور حساس و غیر حساس برای دوستان وبلاگی پذیرفته میشود.

کافیه لب بجونبونین...ماوی در خدمته...ماوی متعلق به همه دوستانه...

حق الزحمه هم نمیخوایم،دعای شوما بدرقه راه قبول شدنم تو کنکوره...انشا الله...

خلاصه که به امید همون خدا میرم سر جلسه"خدایا میدونی که فقط تورو دارم"

البته اگه قبول بشم هم یه مخ پولادی میخواد واسه خوندن اون درسها!!!

راستی جا داره همینجا از سازمان سنجش کشور نهایت تشکراتمو ابلاغ کنم.

اون 7500 تومن پولی که واسه ثبت نام دادیم و واریز کردیم به حساب مبارکشون

حلالشون باشه...نوش جونشون...گوش بشه به تنشون

بابا این همه امکانات واسه ثبت نام اینترنتی!!!این همه خرج دفترچه و پست و...

و از همه مهمتر اون همه مخارجی که روز امتحان میشه،الحقو والانصاف همگی

جای تقدیر داره!!!مخصوصا اون پذیرایی مفصلی که سر جلسه از تک تک دانشجوها

 به عمل میاد که دیگه آخرشه،راستی اینم بگم که دل همتون بسوزه،بنده به دلیل اینکه

 رشتمم عین خودم یوخده قاطی داره امتحانم تو دو روز برگذار میشه و من خوشبخت

 و خوش شانس طی دو روز از اون پذیرایی مفصل فیض میبرم.البته بهتون قول میدم 

اگه تونستم جلوی شیمک مبارکمو بگیرم و به اون کیک فسقلی ناخونکی نزدم،حتما

ازش"ازکیک روز دوم"واستون فوتویی تدارک ببینم.تا شوما هم از این پذیرایی

مفصل اندک فیضی ببرین.البته شایدم دلتون آب بیفته،چون صد درصد از اون کیک

خوباست،یه مارک معتبر و کلی قیمتی!!!پس واجب شد حتما عکسشو اینجا بچپونم

خوب دیگه تا فردا شب و اعلام ساعات باقی مانده بعدی فعلا حلالم کنین

*************************

اعلام تاریخ امروز۲۸/۱۱/۱۳۸۶

 "از امروز۱۱۰-۱۱۱ ساعت دیگه مونده تا امتحان"  

 *************************

اعلام تاریخ امروز۲۹/۱۱/۱۳۸۶

 "از امروز۸۶-۸۷ ساعت دیگه مونده تا امتحان"

************************* 

اعلام تاریخ امروز۳۰/۱۱/۱۳۸۶

 "از امروز۶۲-۶۳ ساعت دیگه مونده تا امتحان"

+ماوی این پستو نوشته    تو ساعت  10:34 PM  | 

یک پنجره برای...

86/11/22

 

یک پنجره برای دیدن

 

یک پنجره برای شنیدن

 

من یک پنجره بیشتر نمیخواهم!!!

 

 

اینو یک دوست عزیزی بهم گفت،که منم در جوابش گفتم:

پنجره ای که تو میخوای تو این دنیا کم پیدا میشه،اگه پیداش کردی منم خبر کن.

میدونی دوست عزیز حاضر بودم که هم کور بودمو هم کر،که نه میدیدمو نه میشنیدم.

چون تو این دنیا جز دورویی و خیانت چیزی نمیشه دید و جز مشتی چرندیات و مزخرفات و دورغهایی که راحت به زبون میاد نمیشه شنید.پس دیدنو شنیدن به چه کار آید؟؟!!

 حاضر بودم به جای این دو تا زبانی داشتم رساتر و برنده تر از تیغ که از یک پنجره کوچیک کوچیک حرفامو به گوش اونایی که نمیخوان بشنونو نمیشنون برسونم.ایکاش زبانم گویاتر بود

اونوقت دوست عزیزم اینطور جواب داد:

تو میخوای همه چیزو عوض کنی،پنجره میخوای واسه فریاد

چطوره تو(مجلت) وبلاگت این سوالو مطرح کنی که دیگران واسه چی پنجره میخوان؟؟؟

منم به پیشنهادش گوش دادم.حالا شوما نظر دهنده محترم،لطفا نظرتو واسم بگو

واسه چی پنجره میخواین؟؟؟اگه خواستین تو کامنتدونی بهم بگین تا منم بفهمم

در ضمن پنجره ای که خودش میخواد رو هم تو اولین کامنت مینویسم تا رویت کنین

+ماوی این پستو نوشته    تو ساعت  11:33 PM  | 

جواب صاحاب وبلاگ به پست قبلی

86/11/08

 

طی پست قبلی که نوشته بودم هر کدوم از دوستان نظر خودشونو به نوعی

حالا مستقیم یا غیر مستقیم بیان کرده بودن.حالا میخوام نظر خودمو اعلام کنم.

خانومها آقایون اینجانب ماوی صاحاب وبلاگ دنیای ماوی در حضور همه اعلام

 میکنم که فی الحال یاری تو دست و بالم نیست،ولی اگه یه زمانیم همچین انسان

بیچاره ای رو پیدا کردم،اگه پدر و مادرمو به اندازه 10 تا انگشت دستام دوست

 داشته باشم اون بیچاره بدبخت ننه مرده رو به اندازه 8 تا انگشت دستام دوسش

خواهم داشت. "توجه کنین فعل به کار رفته در زمان آینده به کار رفته شده"

البته اینم بگم که این پستو فقط به خاطر یه نفر که خیلی واسش احترام قائلم و پس از

خوندن این پست طی اس ام اسی که حوالمون کرده بود جویای این شده بود که ماوی

 نکنه عاشق شدی و خبریه؟؟!!اگه خبریه کافیه لب بجونبونی چون من جوشکار خوبی

 هستم،گذاشتم.ازت خواهش دارم جناب که این دفعه همین که این پستمو خوندی حتما

 نظرتو بگی و مثل دفعه های قبل نگی که نشد و نتونستم بنویسم.چون نظرای تو همیشه

 واسم قابل احترام بوده و هست.خوب حالا علت 8 تا دوست داشتنمو عرض کنم

میدونین به نظر من هر کسی که به عنوان یارتون انتخاب میکنین حتی اگه بهترین

 و خوشگلترین و زیباترین فرد تو این جهان خاکی باشه و همیشه هم واستون لاو

 بترکونه و کشته مردتون باشه اگه یه زمانی خدایی نا کرده یه اختلافی پیش بیادو،

کدورتی بینتون حاصل بشه،یه کینه ای به وجود میاد که به هیچ وجه غیر قابل

 بخششه،ولی پدر و مادر چون از گوشت و خون خودمون هستن اگه گاها هم

 دعوایی یا اختلافی بینمون پیش بیاد بعد چند لحظه یا چند ساعت دیگه از بین میره

 و هیچ کدورتی تو دلمون نمیمونه.پس قبول کنین که بین دوست داشتنها و اندازه

 دوست داشتنها حتما باید فرقی باشه،که یه نوع بیان کردن این فرقم به زبون بچگانه

 با تعداد انگشت دست بیان میشه.اگه حرفامو قبول ندارین خوشحال میشم با تک تک

 نظر دهندگان در مورد این موضوع تو همین کامنتدونی بحثی داشته باشم

 

 

پینوشت: خدمت جنابان محترم عرض کنم که یکی از دوستان خیلی عزیزم که الهی من

 قربونش برم  داره خاله میشه.من تو همین وبلاگ و تو همین پستم خاله شدنشو تبریک

میگم.انشاالله که بچه خوش قدمی باشه "کاشکی پسر باشه،از این پسر شیطونها و وروجکها"

به قول ترکها"الله برک الینن ورسین"

از همتون میخوام که واسه خواهرش دعا کنین تا یه بچه سالم و توپول موپول به دنیا بیاره

یکی مثل جیگر خودم،البته اون توپول موپول نیست،ولی حسابی شلوغ و شیطونه و با اون

 زبون شیرینی که داره واقعا که تو دل بورو و جذابه،ببینین دارم این خبر خوبو تو وبلاگم

 اعلام میکنم چون دلم میخواد اونم وقتی بزرگتر شد مثل جیگر خودم که قراره تا چند ساله

 دیگه جزو نظر دهنده هام باشه،اونم جزو نظر دهنده هام  بشه و منم از نظراتش فیض ببرم

+ماوی این پستو نوشته    تو ساعت  5:59 PM  |